ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
30
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ب : معناى دوّم فرار به سوى خدا ، اين است كه بنده ، پس از مشاهدهء افعال خداوند ، ومراتب قرب ونزديكى ، ومعرفت وشناخت الهى ، به سرچشمهء افعال ، كه صفات خداوندى است ، دست يابد . بنا بر اين ، از بعضي صفات ، به سوى برخى صفات فرار كرده است . آنچه از حضرت زين العابدين ( ع ) در دعا نقل شده است به همين معنى است : اللّهم اجعلني ، أسوة من قد انهضته بتجاوزك من مصارع المجرمين ، فأصبح طليق عفوك من أسر سخطك « بار خدايا مرا ، براي اشخاصى كه توفيق دورى جستن ، از جايگاه هلاكت گناهكاران را ، دادهاى الگو وپيشوا قرار بده ؛ آنان كه شب را به صبح نابرده ، از بند عذاب وخشمت ، به آزادى گذشت عفوت رسيدند . » « عفو وسخط » در عبارت دعا دو وصفند . حضرت سجاد ( ع ) ، فرار از خشم وغضب را به وادى عفو وگذشت تعبير فرمودهاند . ج : معنى سوّم فرار كه از دو معنى اوّل دقيقتر است ، اين است كه بنده ، از مقام توجه به صفات خداوند ، علوّ درجه يابد ومتوجّه ذات حق تعالى شود ، وبه فرمودهء مولا از مقام صفات به سوى ملاحظه وشهود ذات فرار كند . از باب نمونه خدا در قرآن مىفرمايد : وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى . . . « 2 » در دعا آمده است ، كه به هنگام بپا خاستن براي نماز گفته شود : منك وبك ولك وإليك منك : يعنى وجود وهستى از تو آغاز شده است ، وبك : بقا وهستى به تو پا برجاست ، لك : صاحب اختياري جهان با تو است وإليك : رجوع وبازگشت هم ، به سوى تو مىباشد . سپس دعا با تأكيد بيشتر ادامه مىيابد : لا ملجأ ولا منجا ولا مفرّ منك الّا إليك بار خدايا : پناهگاهى ، نجاتي ومفرّى از تو ، جز تو نيست . پس از رسيدن پيامبر « ص » به تمام اين مراتب ومراحل ، خداوند ، به أو امر
--> ( 2 ) سوره توبه ( 9 ) آية ( 119 ) : پناهگاهى از خدا به جز خدا نيست .